<-PostTitle->
ادامه مطلب
|
تنهایی عشق ونفرت
| ||
|
دستم را قلم میکنم و قلمم را از دست نمی گذارم ٬
چشمهایم را کور می کنم ٬ گوشهایم را کر می کنم ٬ پاهایم را می شکنم ٬ انگشتانم را بند بند می برم ٬ سینه ام را می شکافم ٬ قلبم را می کشم ٬ حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم ..... اما قلمم را به بیگانه نمی دهم !!! [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:53 ] [ میلاد محمدنژاد ]
خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت چوباید سر انجام در خاک رفت زهوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد....! [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:44 ] [ میلاد محمدنژاد ]
به یاد آرزوهایم سکوتی میکنم بلند تر از فریاد...! [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:58 ] [ میلاد محمدنژاد ]
بعد تنها ماندنم دریافتم قصه ی مادر بزرگم راست بود همیشه یکی بود یکی نبود.....! [ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 19:2 ] [ میلاد محمدنژاد ]
زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم [ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 12:10 ] [ میلاد محمدنژاد ]
رفاقت مثل جادست و رفیق مثل کفشه،خیلی سخته وسط راه ببینی پا برهنه هستی...! [ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 17:55 ] [ میلاد محمدنژاد ]
هرگز به این فکر نکن در برابر فاجعه ای که هنوز اتفاق نیوفتاده چگونه عذا بگیری [ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 20:28 ] [ میلاد محمدنژاد ]
جدا از خوشه ای دیدم دانه ای با خویشتن میگفت که هرجمعیتی اخر زهم اوراق میگردد [ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 12:50 ] [ میلاد محمدنژاد ]
یوسف از جرم زلیخا مدتی زندان برفت مهدی از اعمال ما حبس ابد گردیده است [ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 17:17 ] [ میلاد محمدنژاد ]
باران باش... ببار... و نگاه نکن کاسه های خالی از آن کیست...! (کوروش کبیر) [ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 20:34 ] [ میلاد محمدنژاد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||